خرید بک لینک
جان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار ★★★تا صد هزار بار بمیرم برای یار من زارم و تو زار دلا یک نفس بیا★★★تا هر دو در فراق بنالیم زار زار از بس که ریخت گریهٔ خون در کنار من★★★پر شد از این کنار، جهان، تا به آن کنار در روزگار هجر تو روزم سیاه شد ★★★بر روز من ببین که چه ها کرد روزگار چون دل اسیر تو

برچسب: نویسنده: باربد خوشنام تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 8:31

عزیزم..

تو که دلتنگ نشدی ببینی

چطوری بهترین خاطره ها

بی رحمترین هاشون میشن

برچسب: نویسنده: باربد خوشنام تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 6:18

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد عشقِ خود صرف همان کن که تو را می فهمد دردِ دل ، شعر قشنگ ، این همه احساسِ لطیف به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد

برچسب: نویسنده: باربد خوشنام تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 6:18

نمیدانم کدام یک بیشتر درد داشت..

فراموش کردن یا فراموش شدن؟!

...

به هرحال

.

فراموش میکنم فراموش شدنم را :)

برچسب: نویسنده: باربد خوشنام تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 6:18

صفحه بندی